ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

160

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

در توجّه اوّلى ذهن ، وپيش از درك واقعي آن ، به درستى آن حكم مىشود ، ولى پس از امعان نظر كذب وزشتى آن آشكار شده وزيبايى آن از ميان مىرود ، مانند اين سخن : برادرت را يارى كن چه ظالم باشد چه مظلوم ، پسنديدهء ظاهري در مفهوم از پسنديدهء حقيقي عمومىتر است ، زيرا مىتوان گفت هر پسنديدهء حقيقي پسنديدهء ظاهري نيز هست ولى عكس آن درست نيست . استعمال خطابه براي پسنديدهء حقيقي نه از آن جهت است كه حقيقي است بلكه از آن جهت است كه ظهور در پسنديدگى دارد . ج - مبادى خطابه در نزد گروه يا شخصي پسنديده است وخطيب از اين پسنديدگى در سخن گفتن با آنها سود مىجويد . پسنديدگى مبادى خطابه در نزد گروه يا اشخاص هر چند در خطابه مفيد است امّا به سبب نامحدود ونامنظّم بودنشان در خطابه نقش معيّنى ندارند ، زيرا هر شخصي آنچه را مورد علاقه‌اش باشد مىپسندد . وعقايد بر حسب خواسته‌هاى گوناگون مختلف مىشوند . 2 - قضاياى مقبوله : در اين قضايا ممكن است مقبوليّت از جانب گروه يا شخص يا پيامبر يا امامي باشد ، مانند أديان وسنّتهاى الهى ويا از جانب حكيمى باشد ، مانند طبّ جالينوس وبقراط ويا مقبول از ناحيهء شاعر باشد ، مانند ابياتى كه براي شاهد مثال استفاده مىشود وبىآن كه به گوينده نسبت داده شود مورد قبول واقع مىشود ، مانند ضرب المثلها . 3 - قضاياى مظنونه : احكامى هستند كه انسان در مورد آنها از ظنّ استفاده مىكند بدون آن كه عقل در مورد آنها يقين داشته باشد ، مانند : « زيد آشكارا از دشمن حمايت مىكند پس دشمن است » ، معناى مقابل اين مثل نيز از مظنونات است مانند : « زيد آشكارا از دشمن حمايت مىكند تا فريبش دهد پس دوست است » .